|
به نام آن که ما را آفريده |
|
|
|
|
۲۵ فروردين ۱۳۸۷ |
|
به نام آن که ما را آفريده
گروهبان گارسيا را آفريده
از آنجا که خدا عادلترين است
پس از ما هم شما را آفريده
پس از آدم، زني را خلق کرده
از آن گل، اژدها را آفريده
پشيمان گشته از بد شکلي مرد
نشسته گودزيلا را آفريده
نژاد آريا را واکس مالي
نموده آفريقا را آفريده
پس از آن پاک کرده واکس مالي
نژاد آريا را آفريده
کمي زرد چوبه را با گل سرشته
جنوب آسيا را آفريده
و با عناب و آب آلبالو
شمال آمريکا را آفريده
براي خندۀ اعراب وحشي
الکساندر جحا را آفريده
(چو اسم کوچکش از ياد ما رفت
الکساندر جحا را آفريده)
براي آنکه خر تنها نخواند
به دنبالش ضيا را آفريده
براي اهل يونان نيز با زور
برادر زوربا را آفريده
خداوندي که جان بخشيده ما را
براي شش، هوا را آفريده
براي تخليۀ انواع بيني
خدا انگشتها را آفريده
پس از دستي که دارد پنج انگشت
گمانم شصت پا را آفريده
براي کوفتن بر پکّ و پهلو
رديف دنده ها را آفريده
براي خانه اش آدرس نداده
ولي قبله نما را آفريده
براي بانوان با نجابت
غلامان سيا را آفريده
براي زوجهاي بي مکان هم
تئاتر و سينما را آفريده
براي کودکان زير شش سال
بليت نيم بها را آفريده
براي اکل مأکولات عالم
پياز و اشتها را آفريده
براي شستن ظرف نشسته
گالنهاي ريکا را آفريده
براي هجو مخلوقات عالم
من يک لا قبا را آفريده
خلاصه اين خدا چيز عجيبي است
که اين جور چيزها را آفريده
|