|
۲۵ فروردين ۱۳۸۷ |
|
گرچه ناآگاه خنجر مي زنند
دوستان هم گاه خنجر مي زنند
گاه بهر مال اشباه الرجال
گاه بهر جاه خنجر مي زنند
روز روشن، خيل شاعر پيشگان
با هلال ماه خنجر مي زنند
بانوان دل نازک و کم طاقتند
با کمي اکراه خنجر مي زنند
پيروان حکمت ((خير الامور...))
در ميان راه خنجر مي زنند
د ود مردان در تکاپوي علف
يا که مشتي کاه خنجر مي زنند
رستمان نشئه در خوان نخست
بيژنان در چاه خنجر مي زنند
((مومنان آئينه يکديگرند ))
ليک اما، آه، خنجر مي زنند
عارفان هم گاه گاه از پشت سر
في سبيل الله خنجر مي زنند
عده اي هق هق کنان و عده اي
قاه اندر قاه خنجر مي زنند
اي برادر بد به بدل وارد مکن
در زمان شاه خنجر مي زنند!!
|