spacer
صفحه اصلي arrow شاعران ایران و جهان arrow آثار رسیده arrow برگ سبزم که به پاییز گرفتار شدم(محمود صالح زاده) جستجو در سایت
spacer

آمار بازديد از سايت

بازدیدکنندگان: 294922
 
برگ سبزم که به پاییز گرفتار شدم(محمود صالح زاده) ساخت PDF چاپ ارسال به دوست
۱۴ بهمن ۱۳۸۷

محمود صالح زاده

برگ سبزم که به پاییز گرفتار شدم
خش خشی در گذر مکتب دیدار شدم


غصه ام در حد و اندازه دلدار نبود
قصه کودک بدخواب دغلکار شدم


من که روزی به جنون درس جنون میدادم
روزگاریست که در بند جنون خوار شدم

منطق و فلسفه ام دست به دامان همند
که نبینند چه سان شهره بازار شدم


آسمان خیره به چشمان من و مجنون است
حیف آن دم که ازین خاطره بیدار شدم


شبنم صبحدم چشم غزلخوان توام
قافیه ساز و غزل سوز غم یاز شدم


کودکانه به سراپرده عشق تو شدم
تو ببخشای گرت زمره اغیار شدم


صاحب هیچ نیم در غزلستان تو لیک
حمله ور بر صف وصف تو چو تاتار شدم


بیت ها پشت سر هم ز قلم می بارند
قافیه، وزن، ردیف، از همه بیزار شدم


دادگاهی که به خواهان من از وعده توست
قاضی و محکمه و حکم، گنهکار شدم


از دفاعیه امیدی به عطوفت ز تو نیست
زهر هجران تو نوشیدم و بیمار شدم


می سپارم به خدا قصه فرهاد کشیت
من که در پیش نگاه همه بر دار شدم


تو بمان تا بروم از گذر خاطره ها
مضطرب ماندم و دلتنگ تو صد بار شدم


تو بمان تا شنوم خنده زیبای تو را
تو بمان تا که نفهمم ز چه خونبار شدم


تو بمان تا که بخوابی سحر رفتن من
گله ام نیست که در آینه هم تار شدم


بعد قرنی تو نشسته به سر قبر منی
خوب بنگر چه غریبانه سپیدار شدم!

Image

 

spacer

spacer


Developed By Parsset group