|  |   |  |   |

مجموعه ای از اشعار شاعران فارسی زبان معاصر در قالب غزل

زندان

محمد رضا محمودی


زندان چشم ات طعنه با حبس ابد می گفت
در امتحان عشق از تردید و رد می گفت
در آستین دوستان خنجر به لحنی سرخ
با زخم تیغ و شانه های نابلد می گفت
من باورت کردم اگر چه کوچه و بازار
با یک حسادت پشت چشمان تو بد می گفت
حتی خدا تنهایی اش را می زند فریاد
وقتی نگاهش قل هو الله و احد می گفت
تنهایی ام را می شناسد بالشی از بغض
فصل غرورم از خزانی پر لگد می گفت
از قطع نامه تا عمل یک قرن تنهایی است
تحریم چشمانت مجازات اشد می گفت
خالی است آغوش خیالم از گل و رویش
خاری غزل با بغض خالی سبد می گفت
بعد از تو نارنج است نارنجک برای عشق
با پای بر مین مانده ای در مستند می گفت

بخش غزل | پایگاه  خبری شاعر


منبع: سایت شعر ایران

برچسب ها: غزل

چاپ ایمیل