|  |   |  |   |

مجموعه ای از اشعار شاعران فارسی زبان معاصر در قالب غزل

سانازشجاعیان - دست نوازشی

می سوزد از خیال تو باغ جوانی ام

رحمي ! که مُردم ای نفست زندگانی ام



در سینه دارم از غم عشق تو داغ ها

آبی بریز بر دل آتشفشانی ام



روحم کبوتری است پر و بالش از خیال

ای از تو هر خیال ! کجا می کشانی ام؟



تا یک نفس به حال دل خسته بنگری

عمری است بیقرار تبی ناگهانی ام!



بیچاره عاشقی که ندارد نشانه ای

از یار غار خویش و من آن بی نشانی ام



ای جان جان! به ساعت دیدارمان قسم

دیوانه ی مکاشفه ای آنچنانی ام!



گیرم که محرم غم عشق تو نیستم

این شرط لطف نیست که از دربرانی ام



لطف تو شامل قلم طبع من شده است

ور نه لباس لفظ نپوشد معانی ام



یارا ! رهین عشق توام تا که می کشی

دست نوازشی به سر ناتوانی ام

شاعر سانازشجاعیان

بخش غزل | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

چاپ ایمیل