|  |   |  |   |

مجموعه ای از اشعار شاعران فارسی زبان معاصر در قالب غزل

امیرابوالفضل عباسیان ((امیر)) - سنگِ ستم

هرچند به لب خنده زنم درهمه احوال
دردیست ولی در دل من روز و مه و سال

بر طالع من غیرِغمش حک نشد آخر
نفرین همه دم ،آه براین طالع و اقبال

درگلشن گیتی دل من مرغکی امّا
برسنگ ستم گشته نشان جمله پروبال

سوزد همه اندام مرا غم ، خوردش خون
چون آفت و کرمی که خورد پخته وهم کال

بنهاد به پشتم فلک آن بار گرانش
کرد اوج شبابم الف قدّ مرا دال

خوردست چنان کورگره ازازل این بخت
بگشوده نگردد گرهی با دوصدش فال

امّید کجا؟، سوخت فلک قصرامیدم
بنشاند برآن خشتِ سبک خانه ی آمال

خاموش /امیرا/ بشکن تیغ زبانت
بگذاربگویند که بود ازازلش لال


شاعر امیرابوالفضل عباسیان ((امیر))

بخش غزل | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

چاپ ایمیل