حکایت دزد و سیستانی

شنیدم که دزدی درآمد ز دشتبـه دروازه سـیسـتـان بـرگذشـتبــدزدیـد بــقـال از او نـیـم دانـگبــرآورد دزد ســیـهــکــار بــانــگ:خدایا تو شب رو بـه آتش مس…

شنیدم که دزدی درآمد ز دشت بـه دروازه سـیسـتـان بـرگذشـت
بــدزدیـد بــقـال از او نـیـم دانـگ بــرآورد دزد ســیـهــکــار بــانــگ:
خدایا تو شب رو بـه آتش مسوز که ره می زند سیستانی به روز

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر


منبع : درج