|  |   |  |   |

شور یا ماهور

خوانده بودم "نمیدونی، نمیدونی، وقتی چشمات پُرِ خوابه، به چه رنگه، به چه حاله، مثل یک جام شرابه"

آواز که تمام شد کنارم آمد و گفت " میدونی اینی که خوندی ماهوره اما تو در شور زدی و خوندی؟"
گفتم "اشتباه می‌کنی این آهنگ دشتیه"
_نه در ماهوره اما بعضیا اشتباه خوندنش
گفتم "این ترانه‌ی معروفیه، ثبت شده، مشخصاتش هست"
اما اصرار داشت که نیست.
گفتم "شرط میبندی؟"
_سرِ چی؟
مطمئن بودم که من درست می‌گم اما گفتم "تو بگو چی می‌خوای؟"
گفت "من تو رو میخوام"
ساکت شدم.ساکتِ ساکت و انگار خیلی گذشت تا آرام و شمرده گفتم:
_بیشترین چیزیه که الان میخوام...
گفت"چی؟ چی می‌خوای؟"
_که مال تو باشم
_ از چه نظر؟
گفتم " تا جاییکه از من هیچی نمونه، هرچی هست برای تو باشه؛ مال خودِ خودت، تا مالکم باشی"
اینبار اون سکوت کرد.گفتم " اصلا همه‌ی آهنگ‌های دنیا از اول تا امروز ماهوره" خندید.
و من در دلم زمزمه می‌کردم " چی بگم وقتی که این دیوونه‌دل بوونه می‌گیره، تو رو می‌خواد، تو رو می‌خواد! چی بگم؟"

#سیاوش_اکبریان/ مهر 1395
پ.ن:یاد پایان فیلم #پرفیوم افتادم؛ آنجا که هیچ چیزی از قهرمان داستان باقی نمی‌مونه
@NeekShad

نویسنده : سياوش اكبريان (نيک شاد)

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: داستان کوتاه

چاپ ایمیل