|  |   |  |   |

روباه

شنید این داستان واقعی خالی از لطف نیست:
****************************
روباه :
********
چند وقت پیش در یکی از شبکه های ماهواره ای برنامه علمی دیدم که واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم !!!
یک گروه تحقیقاتی با یک تیم کاملا حرفه ی و مجهز ، در قسمتی از جنگل سه چاله حفر کردند و یک لاشه مرغ را در چاله اول قرار دادند و یک اسپری که بو مرغ می داد در فضا متصاعد کردند و سپس مخفی شدند بعد از اندک زمانی یک روباه سر کله ش پیدا شد(عادت روباه این است که غذا و یا طعمه خود را گروهی می خورند) برای همین روباه رفت تا دوستان خود را برای خوردن لاشه مرغ خبر کند ، در این فاصله زمانی تیم تحقیقاتی لاشه مرغ را در چاله دوم مخفی کردند و یک اسپری بی بو را در فضا پخش کردند ، بعد از از زمانی روباه با دوستانش آمدند و هرچه گشتند چیزی پیدا نکردند ودوستان روباه با دلخوری رفتند ، روباه کمی دنبال لاشه مرغ گشت و اونم خسته شد و به سمت دوستانش رفت ، دوباره تیم تحقیقاتی لاشه مرغ را در چاله دوم نمایان کردند و اسپری بو را پخش کردند مجدد و بعد از زمان کوتاه روباه دوباره برگشت و این دفعه قسمتی از لاشه مرغ را کَند و با خود بُرد ، تیم تحقیقاتی دوباره اومد و دوباره مرغ را ایندفعه تو چاله سوم مخفی و اسپری بی بو را پخش کرد، بعد از زمانی روباه با دوستانش مجدد اومدند و اینبار هم هرچه گشتند چیزی پیدا نکردند و بایک نگاهِ خاص به روباه نگاه کردند و ازش جدا شدند، روباه هی به انها نگاه میکرد و بعد بسمت چاله نگاه میکرد، دوباره مدت زمان کمی چاله ها را بو کرد و دور و اطراف را بازرسی نمود و بعد رفت تو چاله دوم دراز کشید و مدتی بی حرکت ماند ، بعد تیم تحقیقاتی وقتی دیدن هیچ حرکتی از روباه دیده نمیشود به سمت چاله دوم رفتند و با کمال تعجب دیدن روباه بی حرکت است ، و متوجه مرگ روباه شدن سپس لاشه روباه را به آزمایشگاه بردند و آن را کالبد شکافی کردند و متوجه شدند که روباه بدلیل سنگ کوب و ایست قلبی مُرده.....
چون جلوی روباه های دیگر دروغ گو جلوه داده شده بود .... حیوانی که ما ان را سُمبل مَکر و حیله می شناسیم .
بعد ما انسانها خیلی راحت و بی دلیل همدیگر را قضاوت میکنیم و به راحتی دروغ و بُهتان بهم می زنیم ، و خیلی راحت و با وجدان راحت شب سر بر بالین میگذاریم....
**************************************
ارادتمند شما عزیزان– مرتضی حاجی اقاجانی- مورخه 04/12/94 – بافت کرمان

نویسنده : مرتضی حاجی اقاجانی

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: داستان کوتاه

چاپ ایمیل