|  |   |  |   |

خدایا شکر

روزی مردی خواب عجیبی دید.او در خواب میدید که پیش فرشته هاست و فرشته ها تند و تند مشغول خواندن نامه هایی که از زمین به آنها میرسند و فرشتگان پس از خواندن نامه آنها را در جعبه هایی قرار میدهند
مرد از فرشته ای پرسید:شما چه میکنید؟
فرشته گفت: در اینجا تقضا و خواسته های مردم از خداوند نگهداری میشود.
مرد جلو رفت ودید فرشته هایی در حال ارسال نامه هستند.
مرد پرسید :شما چه کار میکنید ؟ فرشته جواب داد : ما در حال ارسال رحمت خداوند به بندگان هستیم .
مرد باز هم جلو رفت و فرشته ای تنها را دید و گفت:چرا شما بیکارید؟
فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق پیام هست.
مردمی که دعایشان مستجاب شده باید نامه بفرستند و فقط تعداد اندکی این کار رامیکنند.
مرد گفت: مردم چه باید بنویسند : فرشته گفت: فقط بگویند خدایا شکر

نویسنده : محمد جواد زهری

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: داستان کوتاه

چاپ ایمیل