|  |   |  |   |

مردمان خاموش

زندگی میان مردمان خاموش معنایی ندارد همچنان که باد با چراغ خاموش کاری ندارد .. در تنهایی ها به حال خودم زار میزنم .. این دل نوشته ها پر از درد و تنهایی است .. در شهر بیکسی ها با خیال خودم پرسه میزنم .. میان مردمانی که از جنس سکوت هستند و سکوتشان را گاه صدای پک زدن به سیگارشان می شکند .. اکثر مردم حرفهایان را به دود میزنند چون میدانند پا به پایشان میسوزد .. زندگی پر از رنگهای شاد و زیباست و میان این همه رنگ سهم ما سیاهی است .. میدانی سیاهی پر از درد ، حرف و شعارهای دروغین است .. سیاهی انکارش بیشتر از دروغ های سپیدش درد دارد .. باید از سکوت در سیاهی گریخت .. تن خسته ام هوای رفتن دارد و روح زخمی ام عشق پرواز ..
عبدالله خسروی

نویسنده : عبدالله خسروی

بخش داستان کوتاه | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: داستان کوتاه

چاپ ایمیل