|  |   |  |   |

کتاب های شاعران فارسی زبان معاصر و کهن

شماره ٦٩: کسی کو همچو تو جانان ندارد

کـسـی کو همچـو تـو جـانان ندارداگـر چـه زنده بـاشـد جـان ندارد
گـل وصـلـت نـبـوید گـر چـه غـنچـهدلی پـرخـون لبـی خـندان ندارد
شـده چـون تــو تـوانـگـر را خـریـدارفـقـیـری کـز گـدایـی نـان نـدارد
نخـواهم بـی تـو ملک هر دو عـالمکه بـی تـو هر دو عـالم آن ندارد
غـم ما خـور دمی کآنجـا کـه ماییمولـایـت غـیر تـو سـلـطـان نـدارد
تـویی غـمـخـوار درویشـان و هرگـزدل شــادت غـم ایـشــان نـدارد
گــدا پــرور نــبــاشــد آن تــوانــگــرکه همت همچـو درویشان ندارد
بمن ده زآن لب جان بخش بوسیکـه در دل جـز این درمـان نـدارد
دلم چـون جـای عشق تـست او رابـگـو تـا جـای خـود ویـران نـدارد
غـم عـشـق تـرا عـنبـر مـثـالـسـتکه عنبـر بـوی خـود پـنهان ندارد
گل حـسـنی که تـا امروز بـشکفتبـغـیر از روی تـو بـسـتـان نـدارد
امـید سـیف فـرغـانی بـوصـلـسـتکه مسکین طاقت هجران ندارد
بــفــرمـان تــو صــد دردســت او راوگــر نـالــه کــنـد فــرمـان نـدارد

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج

چاپ ایمیل