|  |   |  |   |

کتاب های شاعران فارسی زبان معاصر و کهن

شماره ٤٠٤: چون صدف تا چند پیش ابر دست افراشتن؟

چون صدف تـا چند پـیش ابـر دست افراشتـن؟اشـک حـسـرت را فرو خـوردن، گهر پـنداشـتـن
چـنـد پـیـش صـبــح بــردن آبــروی اشـک و آه؟در زمین شـور تـا کـی تـخـم ریحـان کـاشـتـن؟
خیمه بیرون زن ز هستی، تا توانی چون حبابدر تـه یـک پـیـرهـن بـا بـحـر صـحـبـت داشـتـن
تـخم رنجـش در زمین دوستـی پـاشیدن استشـکـوه احــبــاب را پــوشـیـده در دل داشـتــن
تـــا کــمــان آســمــان در زه بـــود تـــقــدیــر رااز تهی مغزی است گردن چون هدف افراشتن
صـائب از خـاک عـدم شـکـر اگـر حـاصـل شـوداز لـب جـانـان تــمـتــع مـی تــوان بــرداشـتــن

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج

چاپ ایمیل