کتاب های شاعران فارسی زبان معاصر و کهن

شماره ٢٦: ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم

ارسال شده در غزلیات شمس(م-ه)

سـاقـیـا مـا ز ثــریـا بــه زمـیـن افـتــادیـمگوش خود بر دم شش تای طرب بنهادیم
دل رنــجــور بـــه طــنــبـــور نــوایــی دارددل صــدپــاره خــود را بــه نـوایـش دادیـم
بـه خـرابـات بـدسـتـیم از آن رو مـسـتـیمکـوی دیگـر نـشـنـاسـیم در این کـو زادیم
ساقیا زین همه بـگذر بـده آن جام شرابهمه را جـمله یکی کن که در این افرادیم
همـه را غـرق کـن و بـازرهـان زین اعـدادمـزه ای بـخـش کـه مـا بـی مزه اعـدادیم
دل مـا یـافـت از این بـاده عـجـایـب بـوییلـاجــرم از دم ایـن بــاده لـطــیـف اورادیـم
از بـرون خـسـتـه یاریم و درون رسـتـه یارلاجـرم مسـت و طـربـناک و قـوی بـنیادیم
همه مستیم و خرابیم و فنای ره دوستدر خــرابـــات فــنــا عــاقــلــه ایــجــادیــم
هـلـه خـامـوش بــیـارام عـروسـی داریـمهـلـه گـردک بـنـشـینـیم کـه مـا دامـادیم

گروه کتاب پایگاه خبری شاعر
منبع : درج

چاپ