|  |   |  |   |

 

 

  • قالب های شعر فارسی
  • آرایه های ادبی
  • اوزان شعر فارسی
  • مقاله های ادبی
  ترجیع بند: ترجیع بند از چند قطعه شعر تشکیل شده است که هر کدام از این قطعه شعرها دارای قافیه ...
  آرایه ابداع: هر گاه در عبارتى، چند صنعت بديعى آورند، آن را ابداع نامند: وَ قِيلَ يٰا أَرْضُ ...
  • شعر انتظار
  • اشعار عاشورایی
  • شعر مقاومت
  • شعر طنز
  • شعر کودک

معرفی اثر تازه ای از شاعربانو دکترمینا آقازاده: "با چتر به خواندنم بیا"

شاعر خانم دکتر مینا آقازاده برای بار سوم مجموعه شعر خود را درقالب شعر کوتاه و سپید با عنوان "با چتر به خواندنم بیا" توسط انتشارات فصل پنجم به چاپ رساند. با توجه به اینکه مخاطبان وخوانندگان شعر به خاطر شرایطی که محیط فراهم آورده است ،و زمان را مورداهم قرار داده است، به شعر کوتاه بیشترروی آورده اند و این می تواند یکی ازامتیازات مثبت و شاخصی را برای این کتاب دانست. معرفی یک اثر (کتاب) باید قبل از هرچیز به طرحی که روی جلد زده می شوددقت کرد. چون طرح روی اثر حاکی از فضای درون می تواند باشد. فضای بیرون می تواند با فرد مقابل سخن به میان بیاورد ناصر فکوهی در کتاب" مبانی انسان شناسی" درباره زبان انسانی اینگونه نوشته است: زبان انسانی از مجموعه ای گسترده از نمادهای تصویری وجسمانی نیز برخودار است. تمام حرکات اندام ها وماهیچه ها به ویژه در صورت، لحن سخن گفتن، نوع ایستادن و روی کردن به طرف مقابل،فاصله با او، ژست ها اداها، نشانه هایی چون آرایش، نوع لباس، اشیایی مورد استفاده تدابیر رفتاری و... همگی معانی نمادینی دارند که به صورت عناصر مکمل و گاه حتی عناصر اصلی زبان به کار می آنید. از این رو از لحاظ انسان شناسی زبان را به هیچ رو نمی توان از عناصر پیرامونی اش تفکیک کرد.(ص84)

طرح روی جلد از یک چتر که به توسط حروف و خیس شده است ، شاعر در همان آغاز محتوای کتابش را به تماشا و نمایش گذاشته است.

با چتر

به خواندنم بیا

حرفهای من همه بارانی اند...

باتوجه به فعل"بیا" ! در اینجا منظور شاعر مورد نظر "یک مخاطب خاص"است. چه کسی می آید؟ با چه چیزی می آید؟ با یک "چتر". شاعر در اینجا واژگان را به لحاظ عمودی پوشش می دهد و معنی خود را به خواننده القا می کند. وقتی باران می بارد، همه چتر بدست در خیابانها در حال رفت و آمد هستند(منظور ما آن عابرانی است که در خیابان در حال گذر هستند) یکی از ویژگی های چترکه در ذاتش موجوداست، حالت "محافظت" را در خود نهفته است، یکی دیگراز ویژگی های که چتر با خود به همراه دارد و منظور شاعران را به خواننده القا می کنند "مساله زوجی " است که دو نفر زیر یک چتر می توانند باشند و از یک عشق صحبت به میان آورده می شود.شاعر مورد نظر ما در اینجا از سخنانی (حرفهایم) می گویدکه حاکی از باران بودن آن است. ما می دانیم وقتی کسی به دلایل متفاوت که شرایط باعث رخ دادن آن اتفاقات ناگوار باشد، فرد مقابل در حین سخن با بغض که معمولا با گریه همراه خواهد بود در نهایت. در اینجا شاعر "تشبیه باران به گریه"استفاده کرده است.

آقازاده زبانش در این اثر سهل و ممتنع است. منظور از سهل این می باشد که خواننده با خواندن اشعار جذب احساسات شاعر می شود و او را همراهی می کند. یک "همذات پنداری" اتفاق می افتد. منظور از ممتنع بودن این است که در زمانی که تصویر سازی می کند ، خواننده را به تامل وا می دارد و با ذهن خواننده بازی می کند. گاه با ترکیبهای درست واژگان، در "جای" خود خواننده را به فکر فرو می برد.

شروعش به زبان بسیار ساده و حالت محاوره ای می باشد

من را نگاه کن

در سطر بعدی از "من" بودنش می گذرد . شاعر که با تمام وجود ش به سرودن شعر علاقه دارد و همه هستی خویش به سرودن شعر علاقه دارد و همه هستی خویش را در اینجا "شعر" می داند. یک درخواست یک طرف اتفاق می افتد، و این بار شاعر از "من" نه تنها به خود اشاره می کند ، بلکه مخاطب خاص خودش "معشوقه، یار" را هم همراهی می کند. یک عشق حقیقی اتفاق افتاده است

من،

درابتدای ((تو)) ایستاده ام

پای مرا به شعرهایت باز کن!

واژگان که از دید شاعر مقدس هستند، در وصف یار و معشوقه به جنب و جوش درآمده اند، البته یک یار ناکام!

پراکنده کن،

عطر موهای مرا در واژه ها ...

به ناکام بودن یار اشاره کردیم چون در اینجا شاعر از احساسات که ناکام مانده ، سخنی به میان می آورد.شاعر با گذاشتن نقط چین ذهن خواننده را را آزاد و باز می گذارد که در پس این علامت یک امید و نوید را به خواننده خود بدهد.شاعر ترکیب زیبای را بوجود آورده است "چشم قلمت" . که منظور ش می تواند "دل و ذهن" باشد.

روزهاست انگار

از چشم قلمت

افتاده ام...

شاعر در اکثر اشعارش از یک "عشق" سخن به میان می آورد. یک عشق به مفهوم حقیقی و ساده که سادگی آن باعث می شود صمیمیت زیادتر در بین "عاشق و معشوق" اتفاق بیافتد. گاه از یک انتظار صحبت به میان می آورد. "انتظار " یکی از ویژگی ها یک عاشق حقیقی است و آن را به خواننده خود گوشزد می کند که در این عصر ماشینی باید برای زندگی کردن برای کسی که دوستش داری و اگر از تو دور است باید"صبر و انتظار" در پیش گرفت.

در چهار راه ((نیامدنت))

چشم های من

چراغی ست که تا ابد

برای عبور

سبز می ماند...

شاعر با قلم بزرگ می شود، و قلم را در وجود خودش احساس می کند. در تمام لحظات زندگیش با قلم سپری می کند. به دفاع از محیط زیست، طبعیت(جنگل) می زند، که در حال نابودی است. می خواهد به خواننده خود یادآوری بکند که اگر این محیط زیست از بین برود دیگر نمی توان نوشت و دست به سرودن زد. یک چرخه زیبای در این شعر بوجود آمده است و این ارتباط عمودی به زیبای حفظ شده است.وقتی درختان قطع بشوند، بیگمان زندگی بر پرندگان سخت خواهد بود و بی آشیانه می شوند. شاعر این اتفاق و حادثه بزرگ را برای خواننده اش به نمایش می گذارد. با ساختار شکنی که "نیما"ی بزرگ درباره واژگان کرد، در اینجا هم شاهدش خواهیم بود. "خالی کاغذهایم" که در اصل اینگونه بوده است ((کاغذهای خالیم)). این ترکیبها باعث می شود که خواننده کمی تامل بکند.

وقتی دفترم را باز می کنم

انگار

جنگل را

ورق می زنم

...درختهایی که یک به یک می افتند،

آشیانه هایی که از هم می پاشند

و صدای غمگین پرنده ها

که از حنجره قلم

در خالی کاغذهایم می پیچیدو

شعر می شود...

گاهی شاعر از یک واقعیت سخن به میان می آورد. یک واقعیتی که برای خیلی ها تلخ است. برای کسانی که فردی را ازدست می دهند، بی گمان غم و مصیبت سنگینی را به بار می آورد و آن اتفاق تلخ "مرگ" است. و در جای "مرگ" و "زندگی " دو واژه متضاد را رو در روی هم قرار می دهد و مرگ را در نهایت پیروز می داند. این هشتداری ست برای خواننده که زندگی در لحظه ی بی گمان توسط ((راهزن ((مرگ)) به پایان خواهد رسید. پس باید قدر زندگی و درست زندگی کردن را بدانیم.

امروز که از جاده می گذشتم

راهزن ((مرگ)) را دیدم

در معبر لحظه ها

ایستاده بود و باز

راه ((زندگی)) را

بند آورده بود...

.......

چند شعر دیگر از شاعرمینا آقازاده بخوانیم:



گناه ساده هستی

و

معصومانه به تو

متکبرم...



گریه زبان دوم من است...

گاه گاهی تکلم می کنم

با لهجه بارانی ام!

لکنت بغض دارم و مردم

خالی می کنند نم نم

دور برم را...

حرفهای نم کشیده ام فقط

روی شانه های تو خشک می شود

مرا ببخش اگر

زبانم تند می شود گاهی...





در چشم من

_این آرامگاه ابری

باران های زیادی مرده اند...

برای تسلی که آمدی

شاخه ای بوسه

آرام

برسنگ گونه ام بگذار...



این کتاب پر از احساسات شاعرانه است که مخاطب و خواننده به خود جذب می کند و زبانش با زبان "روز" زندگی یکی کرده است. گاه گله ، گاه نگاه واقع بینانه و گاه از عشق می باشد.

برای شاعرش خانم دکتر استاد مینا آقازاده ارجمند و گرامی آروزی موفقیت روز افزون را از خداوند منان خواستارم.


بخش نقد ادبی | پایگاه  خبری شاعر


منبع: شعر نو

برچسب ها: نقد شعر, نقد داستان, نقد ادبی

چاپ ایمیل

  • شاعران-معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27
  • 28
  • 29
  • 30
  • 31
  • 32
  • 33
  • 34
  • 35
  • 36
  • 37
  • 38
  • 39
  • 40
  • 41
  • 42
  • 43
  • 44
  • 45
  • 46
  • 47
  • 48
  • 49
  • 50
  • 51
  • 52
  • 53
  • 54
  • 55
  • 56
  • 57
  • 58
  • 59
  • 60
  • 61
  • 62
  • 63
  • 64
  • 65
  • 66
  • 67
  • »
  • شاعران منتخب معاصر
  • «
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • »